راز قتل پدر در سينه پسر كوچولو

همزمان با افشاى راز قتل مرد جوان كه قربانى توطئه شوم خانوادگى شده است، كارشناسان پزشكى قانونى، تحقيق درباره بقاياى استخوان هاى كشف شده در محل جنايت را آغاز كردند.
قفل اين معماى پيچيده سرانجام پس از چهار سال از سوى پسر خردسال قربانى جنايت گشوده شد. براساس محتويات موجود در پرونده، هفت بهمن ۸۳ كارآگاهان پليس جنايى استان قم با شكايت پيرمردى در جريان ناپديد شدن مرموز پسر وى قرار گرفتند.وى در شكايتش گفت:« پسر ۴۲ساله ام «منصور» ۱۲ سال قبل با دخترى به نام «معصومه» ازدواج كرد. اما آنها دائم با هم درگير بودند و اختلاف هاى شديد داشتند. تا اين كه مدتى قبل به خاطر رفت و آمدهاى مشكوك دومرد كه ادعا مى كردند پسرخاله هاى عروسم هستند، اختلاف هاى آنها عميق تر شد. سرانجام عروسم با داشتن دو فرزند تصميم به جدايى گرفت و با مراجعه به دادگاه خانواده تقاضاى طلاق كرد. اما چند روز پيش پسرم پس از مشاجره لفظى شديد با همسرش به طرز مرموزى ناپديد شد. در اين چند روز هم دكه سيگارفروشى اش بسته است. با طرح اين شكايت بازپرس جنايى قم دستور احضار و بازجويى از همسر اين مرد را صادر كرد. زن جوان در اين باره گفت: «شب حادثه شوهرم حالتى غيرعادى داشت و مرا به باد كتك گرفت. روز بعد هم براى شكايت از او به دادسرا رفتم و حكم جلبش را گرفتم. اما شوهرم از ترس دستگيرى فرارى شده و خودش را پنهان كرده است.»در حالى كه دختر خردسال خانواده اظهارات مادرش را تأييد مى كرد، چند شاهد نيز با حضور در دادسرا اعلام كردند مرد ناپديد شده را در طول چندروز گذشته بارها در محل ديده اند. بدين ترتيب پرونده با قرار منع پيگرد مختومه شد.اما يك سال بعد دادستان قم در گزارشى از كشته شدن «منصور» باخبر شد. بدين ترتيب بار ديگر پرونده به جريان افتاد. اما باز هم پليس در تحقيقات محلى به شاهدانى برخورد كه ادعا مى كردند «منصور» را چندبار در حال خروج از خانه پدرش ديده اند. به همين دليل بار ديگر پرونده بسته شد. تا اين كه دادستان قم در گزارشى محرمانه دريافت كه پسر ۷ ساله خانواده كه زمان ناپديد شدن پدرش ۳ ساله بود با به خاطر آوردن خاطرات ۴ سال قبل راز قتل پدرش را فاش كرده است.با دريافت اين گزارش به دستور «مصطفى برزگر گنجى»- دادستان عمومى و انقلاب قم- براى سومين بار پرونده بازگشايى شد. در اين مرحله عباس فرشادى نيا- بازپرس ويژه قتل ـ دستور احضار پسرك و خواهرش را صادر كرد. پسر ۷ ساله نيز با يادآورى خاطرات تلخ شب زمستانى گفت: «پدر و مادرم در حال دعوا بودند كه دايى هايم سر رسيدند. آنها پدرم را كتك زدند. مادرم هم دور دهان پدرم نوار چسب پيچيد و دايى هايم دست و پاى پدرم را با طناب بستند. آنها پدرم را خفه كردند و داخل گونى انداخته و با خود بردند.»با صحبت هاى پسر خردسال و خواهرش، دستور دستگيرى «معصومه» و دو برادرش صادر شد. «على» و«امير» نيز پس از دستگيرى چاره اى جز اعتراف به قتل نديدند. آنها گفتند: پس از قتل «منصور»، جسدش را به مزرعه اى در اطراف روستاى «ونارج» برديم و همان جا آن را آتش زديم.پس از انتقال عاملان اين جنايت خانوادگى به محل سوزاندن جسد، بقاياى لباس و قسمتى از موهاى قربانى كشف شد اما اثرى از اعضاى بدن مقتول نبود.از سوى ديگر با احضار شهود به دادسرا و بررسى تناقض هاى اظهاراتشان نيز مشخص شد آنها برادر مرد قربانى كه شباهت زيادى به وى داشته را به جاى برادر گمشده ديده بودند. حال آن كه اطلاعى از شباهت زياد دو برادر نداشته اند.پس از بازسازى صحنه جنايت از سوى «معصومه» و برادرانش، دو مرد روستايى به مأموران گفتند: «زمستان۸۳ براى شكار كبك به بيابان هاى اطراف روستا رفته بوديم كه دست سوخته مردى را ديديم كه آثار خالكوبى داشت. كمى دورتر هم چند لاشخور را در حال خوردن اعضاى بدن يك جسد مشاهده كرديم.»با ثبت اظهارات دو شاهد حادثه، بازپرس پرونده به پليس دستور داد تا به جست وجوى شاهدان ديگر نيز بپردازد.همچنين با كشف تعدادى استخوان در بيابان هاى اطراف روستا و انتقال آن به پزشكى قانونى، آزمايشات علمى براى تشخيص نوع و جنسيت استخوان ها و احتمال منسوب بودن آن به جسد مرد ناپديد شده آغاز شد.به گزارش خبرنگار ما، در حال حاضر خانواده قربانى و عده اى دشتبان در حال شناسايى كمين گاه حيوانات وحشى منطقه و يافتن استخوان هاى جمجمه سر مقتول در اطراف لانه حيوانات هستند.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: